مسئولیت ۱۰۰ درصد در انتخاب زندگی

همه ی ما مردان و زنان خودساخته ای هستیم ، ولی فقط آدم های موفق هستند که از امتیاز این صفت برخوردار می شوند.اگر روی این مفهوم متمرکز شوید و آن را تمرین کنید،در مدت دو تا سه سال تغییرات خیلی بزرگی در زندگی تان اتفاق خواهد افتاد و دوستان و خانواده تان به سختی (شخصیت قدیمی تان) را به یاد می آورند.

در یک رابطه ی عاشقانه ، شما چند درصد مسوول هستید؟

پنجاه ، پنجاه ؟ یا شایدم پنجاه و یک، چهل و نه؟

هیچکدام. صد ، صفر شما باید ۱۰۰ درصد مسوولیت رابطه را قبول کنید و در قبال آن انتظار دریافت هیچ چیزی نداشته باشید.فقط وقتی یک رابطه ی عاشقانه موثر خواهد بود که شما ۱۰۰ درصد مسئولیت آن را بر عهده بگیرید.در غیر اینصورت ، رابطه ای که بر مبنای شانس و احتمال بنا شده باشد،همیشه در معرض فاجعه است و خراب شدن.
دانستن این مفهوم چگونه میتواند هر جنبه ای از زندگی ام را متحول کند.اگر همیشه برای هر چیزی که تجربه می کنم ۱۰۰ درصد مسئولیت را بپذیرم؛ یعنی کاملا مسئولیت همه ی انتخاب ها و رفتارهای ام را به عهده بگیرم ، در این صورت قدرت در دستان خودم خواهد بود و همه چیز به خودم بستگی خواهد داشت. من مقابل هر کاری که انجام داده ام یا نداده ام و طرز واکنش های ام به اتفاقاتی که برای ام رخ داده اند،مسئول هستم.

می دانم که فکر می کنید مسئولیت زندگی تان را بر عهده گرفته اید و من باید این سوال را از آدم هایی بپرسم که نمی گویند(البته که من مسئولیت زندگی خودم را می پذیرم.) ولی وقتی به اعمال و رفتار خیلی از مردم جهان نگاه کنید،می بینید که انگشت اتهام سمت دیگران دراز می کنند،خودشان را قربانی می دانند، دیگران را سرزنش می کنندو از شخص دیگری یا دولت انتظار دارند که مشکلات شان را حل کند اگر تا به حال برای دیر رسیدن به جایی،ترافیک را سرزنش کرده اید یا گفته اید به خاطر کاری که فرزندانتان، همسرتان یا همکارتان انجام داده است، حال و حوصله ندارید، در این صورت شما هم ۱۰۰ در صد مسئولیت شخصی را نپذیرفته اید. دیر رسیدید چون جلوی چاپگر ، صف کشیده بودند؟شاید شما نباید تا آخرین دقیقه منتظر می ماندید؟همکارتان ارائه را خراب کرد؟آیا نباید خودتان پیش از تحویل دادن ، یک نگاهی به آن میکردید؟ با نوجوان غیرمنطقی تان رابطه ی دوستانه ای ندارید؟کتاب ها و کلاس های جالب خیلی زیادی وجود دارند که به شما در حل این مساله کمک می کنند.

شما به تنهایی مقابل کارهایی که انجام می دهید و نمی دهید ، یا نحوه ی واکنش به اتفاقاتی که برای تان رخ می دهند، مسئول هستید و این طرز فکر قدرت بخش،زندگی من را به شکل اساسی ، متحول کرد.شانس،شرایط یا موقعیت مناسب ، چیزهایی نبودند که مهم باشند.به خودم بستگی داشت که مهم باشند یا نه آزاد بودم تا هر کاری را که دوست داشتم، انجام دهم. اهمیتی نداشت چه کسی رییس جمهور شود یا وضعیت اقتصاد چقدر بد باشد یا مثلا فلانی چه بگوید، چه کار کند یا نکند ، چون من هنوزهم ۱۰۰ درصد در کنترل خودم بودم.با انتخاب این که از قربانی بودن در گذشته ، حال و آینده رها باشم ، به موفقیتی فوق العاده می رسیدم.