عادت های کوچک موفقیتهای بزرگ

عادت های کوچک موفقیتهای بزرگ

ارسطو نوشته است:«ما همان هایی هستیم که مکرر انجام می دهیم»
دیکشنری مریام-وبستر واژه ی عادت را این گونه تعریف کرده است: (یک رفتار اکتسابی که تقریبا یا کاملا غیر ارادی شده است)

در زندگی روزمرتان زندگی کردن به صورت خودکار و غیرارادی خوبی های خاص خودش را دارد اگر مجبور باشید که آگاهانه درباره ی هر یک از گام های هر کار معمولی مثل درست کردن صبحانه،رساندن بچه ها به مدرسه،رفتن به محل کار و … فکر کنید زندگی تان از کار می افتد شما احتمالا دندان هایتان را روزی دو بار مسواک می زنید.هیچ بحث فلسفی بزرگی در این کار نیست شما فقط انجامش می دهید.شما بلافاصله لحظه ای که پشت تان صندلی را لمس می کند کمربند ایمنی تان را می بندید هیچ فکر بعدی وجود ندارد عادت ها و رویه های ما اجازه می دهند که کمترین انرژی آگاهانه را برای انجام کارهای روزمره مان استفاده کنیم.آن ها کمک می کنند عاقل باشیم و ما را قادر می سازند که خیلی از موقعیت ها را از لحاظ منطقی و عقلایی خوب اداره کنیم و از آن جایی که مجبور نیستیم درباره ی این کارهای معمولی و پیش پا افتاده فکر کنیم می توانیم انرژی ذهنی مان را روی افکار و مطالب خلاقانه تر و غنی تر متمرکز کنیم عادت ها می توانند مفید باشند البته تا وقتی که عادت های خوبی باشند به همین سادگی.

اگر تغذیه ی سالم و درستی داشته باشید احتمالا درمورد چیزهایی که می خرید و غذاهایی که در رستوران سفارش می دهید ، عادتهای سالمی ساخته اید. اگر وزن مناسب و اندام خوبی دارید احتمالا به این خاطر است که منظم ورزش می کنید. اگر در شغل فروش ، موفق هستید ، احتمالا به خاطر عادتهای آماده کردن ذهن و صحبت های درونی مثبتی است که شما را قادر می سازند در مقابله با نپذیرفتن ها ، خوشبین باقی بمانید.

آدم های موفق همه ی آنها از یک خصیصه مشترک برخوردارند؛همهی آنها عادتهای خوب دارندالبته معنی اش این نیست که عادتهای بدی نداشته باشند ؛ عادتهای بد دارند ولی تعدادشان زیاد نیست. رویه های روزانه ی ساخته شده بر اساس عادتهای خوب ، همان تفاوتی است که موفق ترین ها را از دیگران جدا می کند. این منطقی نیست؟ آدم های موفق لزوما باهوش تر یا با استعدادتر از بقیه نیستند، بلکه عادتهای شان آنها را در مسیری قرار می دهد که آگاه تر،باهوش تر،لایق تر،آماده تر و با مهارتهایی بهتر شوند.

 

 

به مخلوقی از عادتهای قهرمانانه تبدیل شوید

با تمرین و تکرار کافی ، هر رفتاری،چه خوب باشد چه بد در طول زمان ، غیرارادی می شود.یعنی ما خیلی از عادتهایمان را نا خودآگاه کسب می کنیم(با الگو گیری از والدین مان،پاسخ دهی به پیوند های محیطی و فرهنگی یا خلق مکانیزم های الگوبرداری)، ولی می توانیم آگاهانه تصمیم به تغییر آنها بگیریم. از آنجایی که هر عادتی را که دارید،یادگرفته اید،می توانید آنهایی را که به سودتان نیستند،از یاد ببرید. آماده اید؟

 

با فرار از دام خشنودی آنی شروع کنید

می دانیم که با شیرینی خوردن، لاغر نخواهیم شد.می دانیم سه ساعت تماشای برنامه های شبانه ی تلویزیونی باعث می شود که سه ساعت وقت کمتر برای خواندن یک کتاب خوب یا گوش دادن به یک فایل صوتی فوق العاده داشته باشیم.می دانیم که صرفا خریدن بهترین کفش های پیاده روی ، ما را برای دوی ماراتن آماده نمی کند. ما موجوداتی منطقی هستیم ؛ حداقل این چیزی است که به خودمان می گوییم. پس چرا به طرزی غیرمنطقی اسیر خیلی از عادتهای بد هستیم؟دلیل اش این است که نیاز ما به داشتن خشنودی آنی ، می تواند ما را به انفعالی ترین و بی فکر ترین موجود جهان تبدیل کند.اگر یک گاز از یک ساندویچ بزرگ بزنید و بلافاصله به خاطر یک حمله ی قلبی قفسه سینه تان بگیرد و روی زمین بیافتید امکان ندارد که برای گاز دوم اقدام کنید اگر پک بعدیتان از سیگار باعث شود که صورتتان شبیه افراد ۸۵ ساله شود احتمالا دیگر پک بعدی سیگار را نخواهید کشید.

مشکل اینجاست که نتیجه یا خشنودی آنی ناشی از عادتهای بد ، اغلب از چیزی که در ذهن شما درباره ی عواقب بلند مدت در جریان است،بسیار مهم تر به نظر می رسد.در واقع،انگار افراط در عادتهای بد هیچ اثر منفی در همین لحظه ندارد شما دچار حمله قلبی نمی شوید ، پوستتان چروکیده نمی شود در خطر اخراج قرار نمی گیرید و اندام تان چاق نمی شود.

 

اقدام های کوچک را شروع کنید

وقت آن است که بیدار شوید و درک کنید عادتهایی که در آن ها افراط می کنید، می توانند زندگی تان را به فاجعه ای مکرر تبدیل کنند.ناچیزترین اصلاحات در رویه های روزمره تان می توانند نتایج را به شکل چشمگیری در زندگی تان عوض کنند.باز هم من درباره ی تغییرهای بزرگ یا اوراق کردن کامل شخصیت ، خصوصیات و زندگی تان صحبت نمی کنم. اصلاحات بسیار کوچک و به ظاهر بی اهمیت می توانند در هر چیزی تغییرات اساسی به وجود آورند.

بهترین چیزی که برای شفاف ساختن قدرت اصلاحات کوچک می توانم مثال بزنم این است که هواپیمایی را تصور کنید که از ایران عازم استرالیا است. اگر نوک هواپیما فقط یک درصد از مسیر اصلی منحرف شود وقتی هواپیما از باند فرودگاه ایران بلند می شود تقریبا یک خطای نامشهود است، این در مورد عادتهای شما هم اتفاق می افتد یک عادت بد که در همین لحظه خیلی بزرگ به نظر نمی رسند ، سرانجام ممکن است شما را کیلومترها از مسیرتان به سوی هدف ها و آن زندگی که آرزوی اش را دارید، دور کند بیشتر مردم زندگی شان را می گذرانند ، بدون اینکه انرژی آگاهانه ی زیادی بگذارند روی کشف انچه می خواهند و آن چه لازم است انجام دهند تا خودشان را به آنجا برسانند.می خواهم به شما نشان دهم چگونه اشتیاقتان را شعله ور کنید و کمک تان کنم تا قدرت خلاقانه ی غیرقابل توقف تان را در مسیر آرزوها و رویاهای قلبی تان به کار گیرید.ریشه کن کردن عادتهای بدی که مثل درختی تنومند رشد کرده اند دشوار و پر دردسر خواهد بود. برای انجام این کار به چیزی بزرگتر از حتی با پشکارترین اراده ها نیاز خواهید داشت نیروی اراده به تنهایی نمی تواند آن را ریشه کن کند.